تبليغاتX
sattar
هر جی دلت بخواد

عاشقانه1

خدایا

وقتی تنها هستم و احساس ناامیدی می کنم نگذار تا قلب دردمندم فراموش کند که تو

دعاهایش را می شنوی بمن یاد آوری کن که علیرغم تمام پیروزیها و شکستها مادامی

که به تو ایمان داشته باشم امیدواری نیز با من همراه خواهد بود نگذار تا با حماقتها و

نابخردیهایم چشمهایم کور گردد. بلکه یاریم کن تا افسوس اشتباهاتم را نخورم و آنها را

جبران کنم به من قدرت بده تا ترسهایم را بپوشانم و در آینده برای خود افسوس نخورم

خدایا تا سپیده صبح فردا خوابی آرام به من عطا کن و صبحگاهان مرا با شهامتی برای

شروع روزی دیگر و ادامه دادن راه ، از خواب بیدار کن.

***********************************************************************

مرگ و زندگي

زندگي به مرگ گفت:چرا آمدن تو رفتن من است؟چرا خنده ي تو گريه ي من است؟مرگ حرفي نزد!زندگي دوباره گفت:من با آمدنم خنده مي آورم و تو گريه من با بودنم زندگي مي بخشم و تو نيستي مرگ ساکت بود زندگي گفت:رابطه ي من و تو چه احمقانه است !زنده کجا،گور کجا؟دخمه کجا،نور کجا؟غصه کجا،سور کجا؟اما مرگ تنها گوش مي داد زندگي فرياد زد:ديوانه،لااقل بگو چرا محکوم به مرگم ؟ ومرگ آرام گفت:تا بفهمي که تو و ديوانگي و عشق و حسرت چه بيهوده ايد

**********************************************************************

وصيت نامه ي عشق

مرا در روزي باراني دفن کنيد تا آتش قلبم خاموش گردد و در

طابوتي بگذاريد از چوب تا بدانند عشق من مانند چوب خاکستر شد

دستهايم را بر روي سينه ام قرار بدهيد تا بدانند هميشه دوست

داشتم کسي را در آغوش بگيرم چشمهايم را باز بگذاريد تا بدانند

هميشه چشم انتظار بودم صورتم را رو به غروب آفتاب بگذاريد تا

بدانند عشق من غروب کرده و زندگي ام تمام شد . مرا در آفتاب

بگذاريد تا بدانند عشق من شعله ور شد.

**********************************************************************

درد عشق

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟

گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست

گفتمش درمان دردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست

گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

***********************************************************************

عشق

روی بال پروانه ها کشیدمت توی گوش قاصدکها اسمت را زمزمه کردم تمام قطره ها ی بارن را به یاد مهربانیت بوسیدم و دلم را در حصار نگاهت حبس کردم تو آن مهربانترینی که معنایت محبت است و صدایت تبسم شاپرک ها که دلم را به بازی گرفته تو عشق را باور کن و من به این تبلور عاشقانه نگاهت سوگند یاد میکنم هیچگاه عشق را جز با تو معنا نکنم در میان گلهای صورتی باغچه عشق به انتظارت میمانم و چه بیایی و چه نه دلم را پیشکش قلب آسمانیت میکنم.

*******************************************************************

 

رفتن

سادگی قلبم را به حرمت عشق ببخش ببخش که برای رفتنت آش پشت پا درست نکردم یادم نمی رود لحظه ای که گفتی: آب پشت سرم نریز شکایتی نیست قرض هایت زیاد شده مهر اعتبارت رنگی ندارد برگرد برگرد قرض های دلم را بده و برو

*****************************************************************************

برای...

براي سلام/براي ديدن/براي خنديدن/براي بخشيدن/براي دوست داشتن/فردا خيلي دير است/براي زنده بودن/زندگي كردن/براي جاودانه شدن فردا خيلي دير است/فردا هرگز/هرگز نخواهد آمد/فردا هرگز نخواهد آمد/كاش بدانند مردم/كسي كه امروزش را از دست دهد به بهانه فردا/فردا را نخواهد يافت/امروز فردايي است كه ديروز منتظرش بوديم/باز هم منتظري/هيچ كس بر در اين خانه نخواهد كوبيد كه برخيز/

*********************************************

نگفتن

هميشه يه کسايي بودن که بهم ميگفتن چرا تو عشق نداري؟هميشه بودن کسايي که بهم بگن عشق يعني زندگي... ميگفتن اگه عاشق نشي يعني زندگي نکردي... ولي بهم نگفتن اگه اسير يکي بشي دلت ميسوزه...بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه انگار تموم جونتو به آتيش ميکشن...بهم نگفتن اگه تموم روز ببينيش بازم دلتنگش ميشي...بهم نگفتن ممکنه يه روز بذاره بره...بهم نگفتن... نگفتن که تو پشت سرش اشک ميريزي ولي اون بي اعتنا ميره...نگفتن تو ديوونش ميشي ولي اون بي خيالت ميشه

***********************************************

خدایا

خدایا، مرا ببخش اگر شعرهایم به عشق تو سروده نشد ، مرا ببخش اگر برای خودم خوشحالی کردم بی آن که به مرغ عشق های زخمی دانه بدهم.از تو مهربان تر کسی را نمی شناسم تا روشنایی هر تیرگی ام باشد. وقتی چتر رحمتت را برای باران گناهانم گشودی ، چقدر شرمگین شدم که تو را فراموش کرده بودم.
خدایا ! از خودم گله دارم. دعاهایم ، نیازهایم ، همه چیز ، خیلی زود از خاطرم می روند ، نمی دانم چرا یادم نمی ماند آنچه امروز در دستم است ، دعای دیروزم بود.چرا از خاطرم می رود زندگی ام دائم در حال تغییر است و اگر داشته هایم را شکر نکنم ، ممکن است فردا در دستم نباشند. پروردگارا ! تو یاری ام کن اینقدر فراموشکار نباشم و به چشم بر هم زدنی زبان به گلایه نداشتن ها نگشایم و کمی شاکرتر باشم

*******************************************************************

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 بهمن1389ساعت 13:36  توسط sattar  |